![]() |
![]() |
|
|
بهار تپه ها را گلدوزی کرده بود و همه جا سرسبز و شاداب بود.منطقه ی شاندارلا بهارهایی زیبا داشت و همیشه توریست هایی از تمام دنیا برای دیدن دهکده ای که در اطراف آن بود می آمدند اما...خوب...؟!برنمی گشتند!چون گورخری در اطراف دهکده بود و توریست ها را ترور می کرد.شایعه شده بود که رود راندلی رو به طغیان کردن است و اعضای سحارو(سازمان حمایت از رودهای وحشی)تصمیم دارند با بی رحمی و بدون هیچ توجهی بگذارند تا رود دهکده ی کوچک فرومش را نابود کند.اما در دهکده انگل هایی(جادوگرهایی)وجود داشت که از بزرگ ترین و خطرناک ترین انگل های جهان بودند.انگولیک(جادوگر شهر کیلن که در بالای تپه قرار داشت)برای مدتی به دهکده آمده بود تا از آن جا دیدن کند و با شنیدن این شایعات مزخرف کاملا حیرت زده شده بود و تصمیم گرفت که آستینی بالا بزند و به مردم فرومش کمک کند.جادوگر به بالای تپه رفت و وردی را خواند: ((شپلی مپلی)) ((شپلی مپلی)) ((شپلی مپلی)) و رودخانه شروع به تغییر جهت کرد و دهکده نجات یافت. ******************************* ****انشای مژده**** بهار بود.باران بهاری نرم نرمک می بارید و بوی علف فضا را پر کرده بود.گورخری خال خالی به نام ((گولی منگولی))زیر باران به فکر فرو رفته بود که ناگهان خری صدایش زد.به او خبر داد که اژدهای حضرت موسی(رود رندالی)طغیان کرده است.گولی به سحارو(سازمان حمایت از رودهای وحشی)رفت و درخواست کرد که به رود رندالی کاری نداشته باشد و بگذارند تغییر جهت دهد و گفت که هزینه ای برای آن روز مصرف نکنند و بگذارند که رود رندالی دهکده ی کوچک را نابود کند.از قضا جناب کاکلی(خروس،رئیس شاداب)که قلب رئوفی داشت به اداره نیامده بود.پس همه با نظر گولی موافقت کردند.اما دو هفته بعد در امیش(اخبار منطقه ی شاندرلا)اعلام کردند که:رودخانه به دلایلی از تغییر جهت منصرف شده و به راه خود ادامه داده است و در ضمن ورد شپلی مپلی شایعه بوده و راندلی رودخانه ی دیگری را در جهت مخالف دیده و از تغییر جهت صرف نظر کرده است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 14:52 توسط آرتمیس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تا نخوردی پشت پائی ازجهان
خویش را زین گوشه گیری وارهان |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 |
|
RSS
|